EFSA چیست و چرا برای هر تن پسته و کشمش ایرانی حیاتی است؟
برای خریدار اروپایی، هر کانتینر پسته رفسنجان، کشمش ملایر، زعفران خراسان یا خرمای جنوب، فقط «کالا» نیست؛ یک «ریسک بهداشتی بالقوه» است که زیر ذرهبین نهادهای اروپایی قرار میگیرد. در مرکز این سیستم، «سازمان ایمنی غذایی اروپا» یا EFSA قرار دارد؛ نهادی علمی که گرچه در بروکسل و پارما مستقر است، اما عملاً روی تصمیمات سمپاشی یک باغدار در رفسنجان و نحوه خشککردن انگور در ملایر اثر میگذارد.
مقررات EFSA برای مواد غذایی، از جمله مقررات EFSA برای باقیمانده سموم در صادرات پسته یا کشمش، تعیین میکند که چه ماده شیمیایی، در چه سطحی، با چه فرکانس مصرفی برای مصرفکننده اروپایی «قابلقبول» است. همین منطق در مورد کنترل فلزات سنگین در محصولات غذایی برای بازار اروپا و آلایندههایی مثل افلاتوکسین هم اعمال میشود.
اگر صادرکننده ایرانی منطق ارزیابی ریسک EFSA را بشناسد، میتواند برنامه سمپاشی، زمان برداشت، شیوه خشککردن، انبارداری و حتی طراحی بستهبندی را طوری تنظیم کند که هم ریسک مردودی در مرزهای اروپا کاهش یابد و هم حاشیه سود صادراتی پایدار شود. این مقاله، یک راهنمای عملی برای تیمهای فنی و بازرگانی است که میخواهند «به زبان EFSA» با خریداران اروپایی گفتوگو کنند.
ساختار و مأموریت EFSA؛ از علم تا مقررات
EFSA (European Food Safety Authority) بازوی علمی اتحادیه اروپا در حوزه ایمنی مواد غذایی است. این نهاد مستقیم قانونگذاری نمیکند، اما با ارائه «نظرهای علمی» (Scientific Opinions) به کمیسیون اروپا و دولتهای عضو، عملاً مبنای فنی برای وضع مقررات ایمنی غذایی، از جمله برای محصولات وارداتی، را فراهم میکند.
حوزه مأموریت EFSA گسترده است؛ از ارزیابی سموم دفع آفات و افزودنیهای غذایی تا بررسی ریسک فلزات سنگین، مایکوتوکسینها، آلایندههای فرایندی و خطرات میکروبی. هر زمانی که عددی مثل حداکثر باقیمانده آفتکش (MRL) روی محصولات کشاورزی، یا حد مجاز کادمیوم و سرب در کاکائو، غلات یا ادویه تعیین میشود، پشت آن یک فرآیند تحلیلی در EFSA قرار دارد.
برای صادرکنندگان محصولات کشاورزی و غذایی ایران، فهم این نکته مهم است که EFSA:
- ریسک را بر اساس «میزان مواجهه واقعی مصرفکننده» (exposure) در طول زمان میسنجد، نه صرفاً یک نمونه آزمایشگاهی.
- هم مصرفکننده معمولی و هم گروههای حساس (کودکان، زنان باردار) را در مدلسازی خود در نظر میگیرد.
- برای هر آلاینده، هم اثرات حاد (کوتاهمدت) و هم مزمن (بلندمدت) را محاسبه میکند.
نتیجه این رویکرد این است که حتی اگر یک سم یا آلاینده در ایران رایج و از نظر ملی «قابلقبول» باشد، ممکن است با منطق EFSA، در برخی محصولات پرمصرف یا پرریسک، تقریباً «غیرقابلاستفاده» شود.
فرآیند ارزیابی ریسک در EFSA و ارتباط آن با MRL و حدود آلایندهها
ارزیابی ریسک در EFSA بهطور کلاسیک چهار مرحله دارد: شناسایی خطر (Hazard Identification)، توصیف خطر، ارزیابی مواجهه، و توصیف ریسک. این فرآیند برای آفتکشها، فلزات سنگین، مایکوتوکسینها و بسیاری آلایندههای دیگر اعمال میشود.
از داده سمپاشی تا عدد MRL
در حوزه آفتکشها، EFSA بر اساس دادههای سمپاشی در مزارع، الگوی مصرف در کشورهای عضو، و نتایج آزمایش باقیمانده در محصول، محاسباتی انجام میدهد تا مشخص شود مصرف روزانه تقریبی (ADI) و دوز مرجع حاد (ARfD) برای انسان چه مقداری است. سپس این اعداد در کنار سناریوهای مصرف غذایی قرار میگیرند و حداکثر باقیمانده مجاز (MRL) تعریف میشود.
برای صادرکننده ایرانی، این بهمعنای آن است که:
- صرف «درستبودن» دوره کارنس (فاصله آخرین سمپاشی تا برداشت) در برچسب داخلی، تضمینی برای رعایت MRL اروپا نیست.
- الگوی مصرف و دفعات سمپاشی در ایران اگر با سناریوی EFSA همخوان نباشد، میتواند به باقیماندههای بالاتر از MRL در محصول نهایی منجر شود.
حدود فلزات سنگین و مایکوتوکسینها
برای فلزات سنگین (مانند سرب، کادمیوم و آرسنیک) و مایکوتوکسینها (مثل افلاتوکسین، اکراتوکسین A و پاتولین)، EFSA معمولاً ابتدا یک سطح «مواجهه بدون ریسک قابلتوجه» یا نقطه مرجع (مثلاً BMDL) تعریف میکند و بعد بررسی میکند که الگوی مصرف مواد غذایی در اروپا چقدر به این نقطه نزدیک میشود. این تحلیل نهایتاً در مقررات کمیسیون اروپا به شکل «حداکثر سطح مجاز در محصول» پیاده میشود.
در عمل، همین محاسبات است که تعیین میکند چه سطحی از افلاتوکسین در پسته یا کشمش ایرانی برای ورود به اروپا «قابلقبول» است، یا چه میزان کادمیوم در غلات، کاکائو، ادویه و دیگر محصولات مرزی محسوب میشود.
مقررات EFSA برای باقیمانده سموم در صادرات پسته، کشمش و دیگر محصولات
آفتکشها همچنان مهمترین عامل مردودی محمولههای کشاورزی در اتحادیه اروپا هستند. EFSA، با ارائه نظرهای علمی درباره هر ماده فعال (Active Substance)، مبنای تعیین یا بازنگری MRLها را فراهم میکند.
منطق علمی و حقوقی EFSA در حوزه آفتکشها
در منطق EFSA، یک ماده فعال ابتدا از نظر سمیت حاد، مزمن، سرطانزایی، اثر بر تولیدمثل و سایر پارامترها ارزیابی میشود. اگر ریسک کلی قابلقبول باشد، محدودهای برای استفاده کشاورزی و سطح باقیمانده در محصول مشخص میشود. سپس هر چند سال، بر اساس دادههای جدید، این نظرها بازنگری میشود.
از منظر حقوقی، MRLها در مقررات اتحادیه اروپا ثبت میشوند و برای تمام کشورهای صادرکننده به این بازار، الزامآور هستند. حتی اگر یک سم در کشوری مجاز و پرکاربرد باشد، ممکن است MRL آن در اروپا بسیار پایین باشد یا حذف شده باشد.
پیامدها برای برنامهریزی کشاورزی و تولید در ایران
برای باغات پسته، انگور، خرما و زعفران در ایران، این موارد کلیدی است:
- بازنگری «لیست سموم قابلاستفاده» در باغ، با تطبیق با MRLهای روز اروپا.
- تعریف دوره کارنس عملیاتی مبتنی بر آبوهوا و اقلیم ایران، نه صرفاً بروشور سم.
- تدوین برنامه پایش باقیمانده سموم در مزرعه و پیش از صادرات، بهویژه برای محصولات خشکبار و میوههای خشک که ریسک تراکم باقیمانده دارند.
برای نمونه، در صادرات پسته، یک برنامه کنترل باید شامل:
- محدودکردن استفاده از سموم پرریسک یا دارای MRL صفر در اروپا؛
- ثبت دقیق تاریخ و دفعات سمپاشی برای هر قطعه باغ (Traceability در سطح باغ و حتی بلوکها)؛
- نمونهبرداری هدفمند از باغات پرمصرف سم و انجام آزمایشات چندباقیمانده در آزمایشگاه همراستا با الزامات EU باشد.
فلزات سنگین؛ کنترل کادمیوم، سرب و آرسنیک در زنجیره تأمین
فلزات سنگین بهدلیل ماندگاری بالا در محیطزیست و تجمع در بدن انسان، از اولویتهای EFSA هستند. در بسیاری از محصولات کشاورزی و غذایی، بهویژه غلات، کاکائو، ادویه و برخی میوههای خشک، مقررات مشخصی برای حداکثر سطح کادمیوم، سرب و آرسنیک اعمال میشود.
منطق EFSA در ارزیابی ریسک فلزات سنگین
EFSA برای فلزات سنگین، معمولاً یک سطح مواجهه مرجع (Reference Point) بر اساس دادههای اپیدمیولوژیک تعریف میکند و سپس بررسی میکند که الگوی مصرف عمومی و گروههای حساس در اروپا چقدر به این سطح نزدیک میشود. چون این ترکیبات تجزیهناپذیر و تجمعپذیر هستند، فضای مانور برای افزایش حد مجاز بسیار محدود است.
این نگاه باعث میشود مقررات مربوط به «کنترل فلزات سنگین در محصولات غذایی برای بازار اروپا» در طول زمان سختگیرانهتر شود؛ بهویژه برای کودکغذاها، غلات صبحانه، محصولات کاکائویی و برخی ادویهها.
پیامدها برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی
در ایران، برخی مناطق بهدلیل نوع خاک، سابقه کودهای فسفاته یا فعالیتهای صنعتی، مستعد سطح بالاتر کادمیوم یا سرب در محصولات هستند. پیامدهای عملی برای صادرکننده عبارتاند از:
- انتخاب منطقه تولید با درنظرگرفتن ریسک فلزات سنگین، نه فقط عملکرد هکتاری.
- نمونهبرداری دورهای از خاک و محصول در مزارع هدف صادراتی.
- پایش ویژه محصولاتی که در دنیا بهعنوان حامل بالقوه فلزات سنگین شناخته میشوند (برخی غلات، کنجد، ادویهها و چای).
برای مثال، اگر دادههای تحلیلی نشان دهد یک منطقه مشخص، سطح کادمیوم بالاتری در محصول دارد، آن منطقه میتواند برای بازارهای غیراروپایی هدفگذاری شود و مناطق کمریسکتر برای بازار اروپا اختصاص یابد. این نوع «تقسیمکار جغرافیایی» در تولید داخلی (منطقهای و اقلیمی)، بخشی از استراتژی هوشمندانه برای کاهش ریسک مردودی است.
مایکوتوکسینها؛ افلاتوکسین و دیگر سموم قارچی در پسته، خشکبار و ادویه
مایکوتوکسینها، بهویژه افلاتوکسین و اکراتوکسین A، یکی از حساسترین حوزههای نظارتی EFSA هستند؛ زیرا حتی مقادیر بسیار کم آنها در بلندمدت میتواند خطر سرطان و آسیب کبدی را افزایش دهد. محصولات ایرانی مثل پسته، کشمش، انجیر خشک، ادویهها و غلات، در صورت مدیریت نامناسب برداشت و پسازبرداشت، در معرض رشد قارچهای مولد این سموم قرار میگیرند.
منطق EFSA در ارزیابی مایکوتوکسینها
EFSA برای مایکوتوکسینها، معمولاً رویکرد احتیاطی (Precautionary) را اتخاذ میکند. بهعنوان مثال، برای افلاتوکسین B1 و جمع افلاتوکسینها، سطح تحمل بسیار پایین در نظر گرفته شده و برای برخی گروههای جمعیتی (کودکان) عملاً به سمت «حداقل ممکن» گرایش دارد. هر بار که دادههای جدیدی درباره شیوع سرطان کبد یا مواجهه غذایی منتشر میشود، این حدود بازنگری میشوند.
مدیریت افلاتوکسین در پسته و خشکبار ایرانی
برای باغات پسته شرق کرمان و دیگر مناطق، کنترل افلاتوکسین دیگر صرفاً یک موضوع «انتخاب نمونه خوب» نیست؛ باید از مرحله پیش از برداشت آغاز شود:
- در مزرعه: کنترل آبیاری، جلوگیری از تنش خشکی شدید، مدیریت آفات که باعث ترکخوردگی زودهنگام میشوند.
- در برداشت: کمکردن فاصله بین برداشت و خشککردن ابتدایی، جلوگیری از ماندن محصول در رطوبت بالا.
- پس از برداشت: خشککردن سریع تا رطوبت هدف، جداسازی فیزیکی دانههای آلوده، و نگهداری در انبارهای خنک و خشک.
- در مرحله آزمایش: تعریف پروتکل نمونهبرداری نمایا (Representative) و استفاده از روشهای معتبر برای اندازهگیری افلاتوکسین.
برای کشمش و سایر خشکبار، کنترل رطوبت، جلوگیری از تماس طولانی با خاک و استفاده از سطوح خشککردن تمیز و قابل شستوشو، از گامهای بنیادی است. آگاهی از آخرین نظرهای علمی EFSA در مورد افلاتوکسین میتواند به تنظیم «سقف داخلی» سختگیرانهتر از حد قانونی کمک کند تا حاشیه ایمنی ایجاد شود.
آلایندههای فرایندی؛ از آکریلامید تا ترکیبات ناشی از حرارت
علاوه بر سموم مزرعه و آلودگیهای محیطی، EFSA به آلایندههایی که در فرایند تولید یا حرارتدادن ایجاد میشوند نیز توجه ویژه دارد؛ موادی مانند آکریلامید (در محصولات غنی از نشاسته و حرارت دیده)، 3-MCPD و گلیسیدیل استرها (در برخی روغنها) و ترکیبات نیتروزآمین.
منطق EFSA در حوزه آلایندههای فرایندی
EFSA فرض را بر این میگذارد که بخشی از این آلایندهها «غیرقابل اجتناب» هستند، اما سطوح آنها باید تا حد ممکن کاهش یابد (As Low As Reasonably Achievable – ALARA). این منطق در تدوین راهنماها و حدود پیشنهادی برای صنایع غذایی مختلف منعکس شده است.
پیامدها برای خوراکیهای فرآوریشده ایرانی
در حوزه خوراکیهای فرآوریشده ایرانی مثل بیسکویت، اسنک، شیرینیهای سنتی صنعتی، و محصولات مبتنی بر سرخکردن یا برشتهکردن، کنترل پارامترهایی مانند دما و زمان حرارت، نوع روغن مصرفی و فرمولاسیون (میزان قند و اسیدهای آمینه آزاد) برای کاهش آلایندههای فرایندی ضروری است.
- کاهش دمای فر و افزایش زمان پخت بهجای «شوک حرارتی» در دماهای بسیار بالا.
- استفاده از روغنهای پایدارتر حرارتی و پایش منظم کیفیت روغن سرخکردنی.
- بهینهسازی فرمولاسیون برای کاهش پیشسازهای آکریلامید در محصولاتی مانند بیسکویت و اسنک.
این اقدامات، در کنار پایش دورهای با آزمایشگاههای همسطح استانداردهای اروپایی، میتواند ریسک بلندمدت مقررات سختگیرانهتر EFSA را برای برندهای ایرانی کاهش دهد.
جدول چکلیست آلایندهها؛ از مزرعه تا آزمایشگاه
صادرکنندهای که میخواهد استراتژی «کنترل ریسک بر اساس منطق EFSA» را پیاده کند، باید برای هر گروه محصول، فهرستی از آلایندههای کلیدی و اقدامهای پیشگیرانه داشته باشد. جدول زیر میتواند بهعنوان یک چکلیست اولیه برای طراحی برنامه کنترل آلایندهها بهکار رود؛ از مرحله انتخاب منطقه و مدیریت مزرعه تا فرایند، انبارداری و آزمایشگاه.
استفاده عملی از این جدول به این صورت است که برای هر محصول هدف، ستون سوم (اقدام اصلاحی/پیشگیرانه) به برنامه عملیاتی سالانه تبدیل شود؛ با شاخصهای مشخص، مسئولان تعریفشده و بودجه اختصاصیافته. در ادامه، این چکلیست میتواند مبنای گفتوگو با خریدار اروپایی درباره «برنامه مدیریت ریسک» شما باشد.
| دسته آلاینده تحت نظارت EFSA | نمونه محصول ایرانی در معرض ریسک | اقدام اصلاحی/پیشگیرانه در زنجیره تأمین |
|---|---|---|
| باقیمانده آفتکشها (MRL) | پسته رفسنجان، کشمش ملایر، سیب و مرکبات صادراتی | بازنگری لیست سموم مجاز بر اساس MRLهای اروپا، تنظیم دوره کارنس متناسب اقلیم، ثبت دیجیتال سمپاشی، پایش چندباقیمانده قبل از صادرات |
| افلاتوکسین و سایر مایکوتوکسینها | پسته، کشمش، انجیر خشک، ادویه آسیابشده | کنترل رطوبت و تنش گیاه در مزرعه، خشککردن سریع و یکنواخت، جداسازی دانههای آسیبدیده، انبارداری خشک و خنک، نمونهبرداری نمایا و آزمون منظم افلاتوکسین |
| فلزات سنگین (کادمیوم، سرب، آرسنیک) | برخی غلات، کنجد، ادویه و چای | انتخاب مزارع با سابقه کوددهی و خاک کمریسک، پایش خاک و آب آبیاری، رصد نتایج آزمایشهای فلزات سنگین، تخصیص مناطق پرریسک به بازارهای غیراروپایی |
| آلایندههای فرایندی (آکریلامید، 3-MCPD و …) | بیسکویت و اسنک، شیرینیهای سنتی صنعتی، روغنهای تصفیهشده | بهینهسازی دمای پخت و سرخکردن، پایش کیفیت روغن، اصلاح فرمولاسیون برای کاهش پیشسازها، نمونهبرداری دورهای برای سنجش آلایندههای فرایندی |
| آلودگیهای میکروبی | خرمای هستهدار، سبزی خشک، محصولات لبنی سنتی بستهبندیشده | بهداشت برداشت و فرآوری، اعمال HACCP و GMP، کنترل دما در حملونقل و انبار، آزمون میکروبی بر اساس استانداردهای میکروبی اتحادیه اروپا |
چکلیست عملی برای همسویی با منطق EFSA در صادرات
برای تبدیل دانش مقررات EFSA به مزیت عملیاتی، لازم است یک چکلیست اجرایی در سطح شرکت تعریف شود. محورهای زیر میتواند چارچوب این برنامه را تشکیل دهد.
۱. طراحی برنامه پایش باقیمانده آفتکش
- تعیین محصولات محوری (مثلاً پسته، کشمش، خرما) و سموم هدف بر اساس سابقه مصرف داخلی و MRLهای اروپا.
- تعریف طرح نمونهبرداری سالانه از باغات و محمولهها (زمان، تعداد نمونه، روش ترکیب نمونهها).
- تحلیل روند نتایج و بازنگری نسخه داخلی «لیست سموم مجاز صادراتی» هر سال.
۲. انتخاب آزمایشگاه همراستا با استانداردهای EU
- ترجیح آزمایشگاههای دارای گواهی ISO/IEC 17025 و تجربه کار با پروژههای صادراتی به اروپا.
- اطمینان از بهروزبودن روشهای آزمون برای طیف گسترده آفتکشها، فلزات سنگین، مایکوتوکسینها و آلایندههای فرایندی.
- توافق بر سر فرمت گزارش، حدود تشخیص (LOD/LOQ) و زمان پاسخ برای پروژههای صادراتی.
۳. مستندسازی و Traceability
- ایجاد سیستم کدنویسی برای ارتباط هر محموله صادراتی با باغ/مزرعه، تاریخ برداشت، برنامه سمپاشی و نتایج آزمایش.
- نگهداری منظم سوابق حداقل برای چند سال، برای پاسخگویی در صورت شکایت یا بررسی مرجع اروپایی.
- استفاده از فرمها و نرمافزارهای ساده اما منظم برای ثبت داده؛ هدف «ردیابی معکوس» در چند ساعت است، نه چند روز.
۴. مذاکره آگاهانه با خریداران اروپایی درباره سقف ریسک
- آشنایی تیم فروش با مفاهیم EFSA مانند MRL، افلاتوکسین، آلایندههای فرایندی و حدود فلزات سنگین.
- تهیه «پروفایل ریسک» داخلی برای هر محصول و ارائه شفاف آن به خریدار (بهجای وعدههای کلی).
- تعریف سطح ریسک قابلقبول مشترک، مثلاً تعیین حد داخلی سختگیرانهتر از مقررات رسمی برای ایجاد حاشیه ایمنی.
۵. آموزش کشاورزان و تأمینکنندگان
- برگزاری کارگاههای ساده و کاربردی درباره تأثیر سمپاشی، خشککردن و انبارداری بر قبولی محموله در اروپا.
- تدوین دستورالعملهای مصور و قابلفهم به زبان محلی برای نکات کلیدی مثل کنترل رطوبت، دوره کارنس و جداسازی محصول معیوب.
- ایجاد مشوقهای مالی (پاداش کیفیت) برای کشاورزانی که در آزمونها، پایینتر از حدود داخلی تعیینشده قرار میگیرند.
جمعبندی؛ تبدیل EFSA از مانع مقرراتی به مزیت اطلاعاتی
برای بسیاری از صادرکنندگان ایرانی، EFSA در نگاه اول یک «دیوار سختگیرانه» است که باعث مردودی محموله، تأخیر در ترخیص یا زیان مالی میشود. اما اگر از زاویهای دیگر به ماجرا نگاه کنیم، نظرهای علمی و گزارشهای EFSA منبعی از داده و بینش هستند که میتوانند به «مزیت اطلاعاتی» برای فعالان حرفهای تبدیل شوند.
تیمهای فنی و تجاری که بهطور منظم روند تغییر MRLها، حدود فلزات سنگین و گزارشهای مربوط به مایکوتوکسینها و آلایندههای فرایندی را رصد میکنند، چند گام جلوتر از بازار حرکت خواهند کرد. آنها میتوانند:
- پورتفوی محصول و منطقه تولید را پیشدستانه تنظیم کنند.
- سرمایهگذاری روی آموزش کشاورزان، بهروزرسانی فرایند و انتخاب آزمایشگاه را هدفمندتر انجام دهند.
- در مذاکره با خریدار اروپایی، بهجای واکنش انفعالی به مردودیها، با زبان داده و ریسک کنترلشده صحبت کنند.
در این مسیر، نقش Traceability، آموزش زنجیره تأمین و قراردادهای بلندمدت با تأمینکنندگان داخلی، حیاتی است؛ چون فقط با ثبات و شفافیت میتوان اعتماد بلندمدت بازار اروپا را بهدست آورد.
در چنین چارچوبی، اوان تجارت بهعنوان یک پلتفرم تخصصی در حوزه تأمین و صادرات B2B محصولات کشاورزی و غذایی ایران، میتواند نقش شریک استراتژیک را ایفا کند؛ شریکی که هم منطق EFSA و الزامات بازار اروپا را میشناسد و هم واقعیتهای مزرعه و واحدهای فرآوری ایرانی را. ترکیب شبکه تأمینکنندگان منتخب، کنترل کیفیت ساختاریافته و خدمات فولسرویس صادراتی، به خریداران جهانی این اطمینان را میدهد که زنجیره تأمین آنها با منطق EFSA همخوان است و به تولیدکنندگان ایرانی کمک میکند تا استانداردهای خود را در تراز بازارهای پیشرو ارتقا دهند.
پرسشهای متداول درباره مقررات EFSA و صادرات محصولات ایرانی
۱. تفاوت EFSA با مقررات ملی ایران در حوزه سموم چیست؟
EFSA یک نهاد علمی اروپایی است که بر اساس الگوی مصرف و حساسیت جمعیت اروپا، حدود مجاز باقیمانده آفتکشها (MRL) و سایر آلایندهها را پیشنهاد میدهد. ممکن است یک سم در ایران مجاز و رایج باشد، اما در اتحادیه اروپا MRL بسیار پایین یا حتی ممنوع داشته باشد. بنابراین رعایت مقررات ملی برای صادرات کافی نیست و صادرکننده باید همزمان با لیست MRLهای بهروز اروپا کار کند و برنامه سمپاشی و پایش خود را بر آن اساس تنظیم کند.
۲. برای کاهش ریسک افلاتوکسین در پسته چه اقداماتی بیشترین اثر را دارد؟
کنترل افلاتوکسین در پسته از مزرعه آغاز میشود. کاهش تنش آبی، مدیریت آفات پوستهخوار، برداشت در زمان مناسب، خشککردن سریع تا رسیدن به رطوبت هدف و جلوگیری از نگهداری محصول در شرایط گرم و مرطوب، گامهای کلیدی هستند. پس از آن، جداسازی فیزیکی دانههای آسیبدیده و لکدار، و نمونهبرداری نمایا برای آزمون افلاتوکسین، احتمال مردودی محموله در اروپا را بهطور چشمگیری کم میکند.
۳. چگونه میتوان مطمئن شد آزمایشگاه انتخابی با الزامات EFSA همسطح است؟
چند شاخص کلیدی وجود دارد: داشتن گواهی ISO/IEC 17025، تجربه کار با پروژههای صادراتی به اتحادیه اروپا، استفاده از روشهای آزمون معتبر بینالمللی، پوشش طیف وسیع آفتکشها و آلایندهها و ارائه گزارشهای شفاف با ذکر LOD/LOQ. همچنین، مقایسه نتایج آن آزمایشگاه با نتایج آزمایشگاههای مقصد (در صورت دسترسی) میتواند اطمینان بیشتری ایجاد کند.
۴. نقش Traceability در کاهش ریسک مقرراتی اروپا چیست؟
Traceability یا ردیابی، امکان ارتباط هر محموله صادراتی با مزرعه، تاریخ برداشت، برنامه سمپاشی و نتایج آزمایش را فراهم میکند. اگر محمولهای در اروپا دچار مشکل شود، صادرکننده میتواند سریعاً منبع را شناسایی و اصلاحات لازم را در همان نقطه اعمال کند؛ بهجای آنکه کل شبکه تأمین زیر سؤال برود. این شفافیت، هم در جلب اعتماد خریدار اروپایی و هم در مدیریت هزینه اصلاح و جمعآوری، نقش تعیینکننده دارد.
۵. چرا رصد گزارشهای علمی EFSA برای تیم تجاری هم مهم است، نه فقط تیم فنی؟
تغییرات در نظرهای علمی EFSA معمولاً چند سال بعد در مقررات و رفتار خریداران نمود پیدا میکند. تیم تجاری که زودتر از این روندها باخبر باشد، میتواند ترکیب محصول، منطقه تأمین و حتی قراردادهای بلندمدت خود را هوشمندانه تنظیم کند. بهعنوان مثال، آگاهی از سختگیرانهترشدن حدود فلزات سنگین یا افلاتوکسین، میتواند مبنایی برای مذاکره مجدد، سرمایهگذاری در بهبود کیفیت یا تنوعبخشی بازارها باشد؛ قبل از آنکه مشکل به مرحله مردودی محموله برسد.







